خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

» تولد شگفت انگیز امام زمان (ع)

+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+

حکیمه خاتون، دختر امام جواد ع، بعد از وفات حضرت امام حسن عسکری ع می گوید: بعد از اینکه امام هادی ع به شهادت رسید و امام حسن عسکری ع در جای پدر بزرگوار خود قرار گرفت، من به زیارت او می رفتم، چنانچه به زیارت پدر آن حضرت می رفتم. روزی به نزد ایشان رفتم. پس نرجس خاتون به نزد من آمد که چکمه ام را از پایم در بیاورد.

گفتم: «ای خانم بزرگوارم! من باید چکمه ترا در بیاورم.»

گفت: «تو خانم بزرگوار من هستی! و من باید چکمه ترا در بیاورم.»

گفتم: «خیر! به خدا قسم که نمی گذارم چکمه مرا در بیاوری، بلکه من ترا بر دیدگان خود می گذارم و ترا خدمت می کنم.»

امام حسن عسکری ع سخنان ما را شنید و فرمود: «ای عمه! خداوند ترا جزای خیر بدهد.»

من تا غروب آفتاب در نزد آن حضرت نشستم. سپس کنیزی را صدا کردم و گفت: «لباس مرا بیاور تا مراجعت بکنم.»

امام حسن عسکری ع فرمود: «ای عمه! امشب را نزد ما بیتوته کن. زیرا این شب، شب نیمه شعبان است و بزودی در این شب مولودی که کریم است و حجت خداوند متعال بر خلق می باشد متولد می شود، او کسی است که خداوند بوسیله او زمین را بعد از مردنش، زنده می کند.

پس بدرستی که خداوند عزوجل زود است که ترا به ولی خود و حجت خود برخلق که جانشین من است مسرور نماید.

گفتم: ای آقای من! از چه کسی این فرزند متولد می شود؟

حضرت فرمود: از نرجس

پس من بخاطر این بشارت بسیار خوشحال شدم و نزد حضرت نرجس ع رفتم ولی در او اثر حملی را ندیدم، پس تعجب کردم و به امام حسن عسکری ع عرض کردم: من اثر حملی را در نرجس نمی بینم.

حضرت تبسمی کرد و فرمود: «ما اوصیاء از شکمها برداشته نمی شویم و مادرانمان، ما را در پهلوهای خود حمل می کنند، و ما از ارحام بیرون نمی آییم بلکه از طرف راست مادران خود بیرون می آییم زیرا ما نورهای خداوند هستیم که کثیفی به ما نمی رسد.»

عرض کردم:…

 

«ای سید من! در چه وقتی از این شب، آن مولود، متولد می شود؟»

حضرت فرمود: «در وقت طلوع فجر.»

چون من از نماز عشاء فارغ شدم، افطار کردم و به رختخواب رفتم و پیوسته مراقب نرجس بودم. چون نیمه شب شد، بر نماز خواندن برخاستم و چون نمازم تمام شد، دیدم نرجس خاتون خوابیده و هیچ مورد خاصی وجود ندارد.

سپس بیرون رفتم تا ببینم که فجر شده است یا نه، پس دیدم که فجر اولف طالع شده است و نرجس خاتون همچنان در خواب بود، پس شکهایی به خاطرم راه یافت. در همین هنگام امام حسن عسکری ع از آن جایی که نشسته بود، مرا صدا زد و فرمود: «ای عمه! عجله نکن که اینک امر ولادت نزدیک شده است.»

پس من نشستم و سوره های «الم سجده» و «یس» را خواندم و در خواندن بودم که نرجس خاتون، ترسان بیدار شد. من سریع خود را به او رسانیدم و او را به سینه خود چسبانیدم و گفتم: نام خدای بر تو باد! احساس چیزی می نمایی؟»

گفت: «بلی ای عمه!»

در این حال، دیدم نرجس خاتون، اضطراب دارد، پس او را در بغل گرفتم و نام الهی را بر او خواندم. امام حسن عسکری ع صدا زد که: «سوره قدر را بر او بخوان»

از او پرسیدم: «چه حالی داری؟»

نرجس خاتون گفت: ظاهر شد اثر آنچه مولایم فرمود.

پس مشغول خواندن سوره قدر شدم چنانچه امام حسن عسکری ع امر فرموده بود. پس آن طفل در شکم نرجس خاتون نیز با من همراهی می کرد و آنچه که من می خواندم را می خواند و بر من سلام کرد و من ترسیدم. امام حسن عسکری ع صدا زد و فرمود: که: «ای عمه! از قدرت الهی تعجب نکن که حق تعالی کوچکهای ما را به حکمت، گویا می گرداند و در بزرگی، ما را در روی زمین، حجت خود می گرداند.»

سخن حضرت تمام نشده بود که ناگهان حضرت نرجس ع از نظرم ناپدید شد و او را ندیدم. گویا پرده ای میان من و او زده شده بود. پس فریاد کنان بسوی حضرت امام حسن عسکری ع دویدم. آن حضرت فرمود: «برگرد ای عمه! که او را در جای خود خواهی یافت.»

پس من مراجعت نمودم و بعد از زمان کمی، پرده برداشته شد و نرجس خاتون را دیدم که بر وی نوری است که چشمم را خیره نمود و حضرت صاحب الامر ع را مشاهده کردم کهبه سجده افتاده و انگشتان سبابه خود را به طرف آسمان بلند کرده بود و می گفت: «اشهد ان لا اله الا الله و ان جدی محمد رسول الله و ان ابی امیرالمومنین» (یعنی: شهادت می دهم که نیست معبودی جز خداوند و بدرستی جد من محمد، فرستاده خداوند، و پدرم امیرالمومنین است.)

آنگاه یک یک امامان را شمرد تا اینکه به خود رسید، پس فرمود: « اللهم انجزلی ما وعدتنی و اتمم لی امری و ثبت وطاتی و املاء بی الارض قسطا وعدلا.» (یعنی: خدایا وفا کن به آنچه که به من وعده داده ای و امرم را تمام کن و قدمهایم را محکم گردان و بوسیله من زمین را پر از عدل و داد کن.)

در روایت دیگری آمده است که: چون حضرت مهدی ع، متولد شد به زانو در آمده و دو سبابه خود را بلند نمود. آنگاه عطسه کرد و فرمود: «الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله عبدا ذکر الله غیر مستنکف و لا مستکبر» (یعنی: سپاس مخصوص پروردگار جهانیان است و درود خدا بر محمد و آل او باد، بنده ای که بدون هیچ ننگ و استکباری خدا را یاد کرد.)

آنگاه فرمود: «ظالمان گمان کردند که حجت خداوند باطل خواهد شد، اگر در سخن گفتن به من اجازه می دادند هر آینه شک زایل می شد.»

پيش غذا : چيپس كدو

پيش غذا :  چيپس كدو

مواد لازم :

کاغذ روغنی                 يك ورق

کدوی بزرگ                  2 عدد

 

موسیر                        يك عدد کامل

ماست                        4 قاشق غذاخوری

نمک                          نصف قاشق چایخوری

فلفل و آویشن              نصف قاشق چایخوری

طرز تهیه :

کدوها را به صورت حلقه های نازک مثل چیپس  برش مي زنيم. بعد در آب یخ فرو برده و در آرد سفید زده و در صافی می گذاریم.

در مرحله آخر قبل از سرخ کردن یک بار دیگه کدوها را سریع در آب قرار می دیم تا آرد به کدو بچسبد و در روغن بسیار داغ سرخ می کنیم. کدوهای سرخ شده را روی کاغذ روغنی چیده و روی ان نمک،فلفل و آویشن می زنیم. سپس در ظرف گذاشته و درون ان ماست و موسیر می گذاریم و سرو می کنیم. می تونيد به جای ماست و موسیر از ماست موسیر آماده نیز استفاده کنيد.

خواص كدو :‌ ضد چاقي و چربي خون

مفيد براي كبد ، مرض قند ، سردرد ، بي خوابي ، درد دندان و گلو

***********************************************************************

غذاي اصلي :   خورشت قارچ براي 4 نفر

مواد لازم :

جوجه                  500 گرم

قارچ                    500 گرم

پياز                      2 عدد بزرگ

آرد گندم              يك قاشق غذاخوري

آب ليمو تازه         3-2 قاشق غذاخوري

زعفران                نصف قاشق چاي خوري

روغن مايع

نمك

فلفل سياه

طرز تهيه :

پيازها رو بصورت كوچك و باريك باريك برش مي زنيم و در روغن مايع سرخ مي كنيم تا زمانيكه طلايي بشه.

جوجه رو قطعه قطعه كرده و با پيازها سرخ مي كنيم تا رنگش عوض بشه.

سپس يك ليوان آب داغ ، نمك و فلفل سياه (به مقدار لازم)  اضافه مي كنيم به مواد و روي درجه متوسط گاز به مدت 20 دقيقه ميذاريم تا خوب پخته بشه.

قارچ رو قبل از شستن ده دقیقه توی آب‌نمک بگذارید تا شن‌هایی که داخلشه بيرون بريزه و بعد بشوييد و در آب ‌لیمو ، در قطعات كوچك خرد کنید.خرد كردن در آبليمو باعث ميشه تا موقع پخت سیاه نشن.

در ماهيتابه اي جدا قارچ هارو با روغن به مدت 5 دقيقه سرخ كنيد .

آرد گندم رو در قارچ ها ريخته و خوب مخلوط كنيد و بذاريد كمي بيشتر سرخ بشن.

سپس جوجه ها رو به قارچ ها اضافه كنيد ، زعفران و 3-2 قاشق آبليمو به مواد بزنيد و بگذاريد 5 تا 10 دقيقه با درجه حرارت كم  پخته شود.

حتي مي توانيد در اين مرحله نمك و فلفل با توجه به زائقه خودتون اضافه كنيد ولي فراموش نكنيد كه حتماً غذا رو بچشيد كه با توجه به مواد اضافه شده در مراحل قبل شور يا ترش نشده باشه.( كه بعد نياين يقه ي منو بگيرين! )

اين خورشت رو مي تونيد با پلو ميل كنيد.

خواص قارچ : تقويت استخوان ها …quot; رفع خستگي …quot;داراي ويتامين B2  - جبران ويتامين D  ( يك پرس قارچ روزانه 200 گرم نياز روزانه به اين ويتامين را تامين مي كند)

***********************************************************************

دسر : ژله انار طبيعي

از ملزومات خوردنی های شب یلدا، ( اناره) که معمولاً خانم خونه زحمت آقا رو کم می کنه و انارهارو دونه می کنه! بعضی ها به انار ، نمک یا گلپر هم اضافه می کنند. این دیگه به سلیقه شما بستگی داره. اول از همه توصيه مي كنم اگر حوصله تهيه ژله طبيعي ندارين با پودر ژله كار خودتونو راحت كنيد و براي اينكه از توصيه هاي من حتماً استفاده كرده باشيد ، داخل ژله انار دونه شده بريزيد !

مواد لازم :

آب انار              2 لیوان

شکر                يك لیوان

آب گرم             نصف لیوان

پودر ژلاتین        2 قاشق غذاخوری

طرزتهيه

شکر را در آب میوه حل می کنیم.

پودر ژلاتین را هم در آب گرم حل می کنیم و به آب میوه اضافه می کنیم و هم میزنیم.

دونه هاي انار رو به مواد اضافه كرده سپس در یخچال می گذاریم تا کاملا ببندد.

خواص انار :‌ مقوي براي قلب و كليه …quot; مفرح …quot; دفع كننده چربي ،اوره ، كلسترول و رفع كننده سموم اغلب عفونتهاي داخلي ، دافع حرارت – داراي آهن و عناصر ديگر (‌ به همين دليل دير هضم است) …quot; رفع اسهال – اب انار شيرين باشكر ونشاسته براي درد سينه وسرفه توصيه مي شود. برگ انار در ضعف معده ، كمي اشتها ، تهوع ، ضعف عمومي ، تصفيه خون ، خاصه در دختران جوان و دررفع ميگرن بسيار مفيد است.

ماده غذایی                          مقدار                         کالری موجود انار

دانه انار                             100 گرم                            60

انار کامل با پوست               100 گرم                             35

امام صادق(ع) می فرمايد : به كودكان خود انار بخورانيد زيرا آنها را زودتر به حد جوانی می رساند.

در صد گرم دانه انار مواد زير موجود مي باشد :

انرژي 38 كالري

آب 82 گرم

پروتئين 0/4 گرم

چربي 0/3 گرم

مواد نشاسته اي 10 گرم

كلسيم 4 گرم

سديم 3 ميلي گرم

پتاسيم 260 ميلي گرم

آهن 0/5 ميلي گرم

ويتامين ب 1 0/2 ميلي گرم

ويتامين ب 2 0/03 ميلي گرم

ويتامين ب 3 0/02 ميلي گرم

ويتامين ث 4 ميلي گرم

***********************************************************************

نكات آشپزي :

براي از بين بردن شوري بيش از حد غذا ، چاره كار سيب زميني يا شكر و سركه هست.البته اين مواد بستگي به غذاي شما داره.براي مثال ميتونيد چند قاچ سيب زميني خام رو داخل خورشت بندازين و در پايان آنرا خارج كنيد.اگر غذاي شما سيب زميني داشت ؛ سيب زميني هاي خام رو جاي گزين سيب زميني هاي پخته كنيد.

روش ديگه اضافه كردن يك قاشق سركه و يك قاشق شكر هست كه براي هر غذايي توصيه نميشه.

***********************************************************************

دانستني هاي آشپزي :  تفاوت سمبوسه و پن کیک

سمبوسه رو که حتما همه تون می شناسید . خمیر نازکی مثل نون لواش است که لاش مواد می ریزند و به شکل مثلث می پیچند و توی روغن زیاد سرخ می کنند . پن كيك معمولا اين جوري صرف مي شه كه گرد و صاف مي گذارند توي بشقاب و روش شربت يا عسل يا مربا و غيره مي ريزند و با کارد مي برند و با چنگال برمي دارند مي خورند . يا اين كه چندتا پن كيك رو مي گذارند روي هم و يا لابه‌لا چاشنيش رو مي ريزند يا اون بالاي بالا و بعد با کارد برش مي دهند .

علت گرایش دختران به رفتارهای پسرانه

*————————————————————————-*

صدای مردانه دختر، در فضای مه گرفته سالن پیچیده،

روی یکی از تخت های چوبی در جمع چهار نفری از دعوا، مرافعه ای که صبح به راه انداخته،

تعریف می کند و هرازگاهی هم پکی به قلیان می زند و مه بالای سرش را پررنگ تر می کند…

آنقدر پررنگ که از نوشته های کاغذ بالای سرش چیزی پیدا نشود.

روی کاغذ سفید، ” کشیدن قلیان برای بانوان ” را اکیدا ممنوع کرده اند.

ظاهر و کلامش مشابه و هماهنگ اند و رویای پسر بودن را می توانی روی ابر بالای سرش ببینی.

کم نیستند دخترانی این چنینی و کم نمی خوانیم داستان دخترکانی که

با ظاهر پسرانه، در باندهای دزدی، کیف قاپی و … به دام افتاده اند.

*————————————————————————-*

● اما دلیل این گرایش چیست؟

سید هادی معتمدی؛ دکترای جامعه شناسی، درباره آسیب شناسی در رابطه با گرایش دخترها به رفتارهای پسرانه می گوید:

آزادی عمل پسران نسبت به دختران بیشتر است و با این روش دختران ناخودآگاه آزادی عملی را که آرزو دارند به دست می آورند.

همیشه در خانواده های ما کنترل پسران کمتر از دختران است.

این آسیب شناس در مورد پیامدهای این گونه رفتارها در آینده فرد توضیح می دهد:

دختری که تصویری مردانه از خود دارد، نمی تواند ، رفتارهای صحیح زنانه بروز دهد

و در ازدواج و ایفای نقش مادری با مشکل روبرو می شود.

*————————————————————————-*

معتمدی تاکید می کند:

پدر و مادر اینگونه دختران با رفتارهای آن ها مخالفت می کنند ، به خصوص در خانواده هایی که سنتی تر هستند.

مخالفت ها و برخوردها شدیدتر می شود و پس از مدتی از خانواده طرد می شوند.

در نهایت ، افسردگی، خودکشی و افت عملکرد گریبان فرد را می گیرد.

وی نیاز به همترازی ، تبلیغات نادرستی که زن و مرد را از هر نظر برابر جلوه می دهد بی آن که به تفاوت ها اشاره کند را

از جمله عواملی می داند که دختران را به سمت پسرانه رفتار کردن برای به دست آوردن رابطه برابر ترغیب می کند.

*————————————————————————-*

● دخترم مثل مرد است

کودک است، هنوز این را از معصومیت چهره اش حدس می زنم.

در خنکی هوای پاییز، ژاکت گشادی پوشیده و دست بند چرم پهنی به دست دارد ،کلاه ویتنامی سبزش نیمه بالای صورتش را پوشانده است.

اندام های دخترانه و قدکوتاهش به تردیدت می اندازد، اما صدای زنگ دارش مطمئن ات می کند که همانی است که دنبالش بودی.

یکی از همان ها که دلش می خواسته روزی که وارونه اولین گریه را سر داد، پرستار خبر پسر دار شدن را به پدر می داد.

بالای پشتی نیمکت سیمانی پارک نشسته و پایش را ولو کرده روی نیمکت، نگاهش منتظر است.

این انتظار فرصت خوبی است تا راضی اش کنی برای گپی کوتاه.

از بچگی تمام دوستانم پسر بوده اند اصلا از بازی های دخترانه بدم می آمد

مشغول بازی هفت سنگ و گل کوچک بودم که ناگهان بزرگ شدم و دوستانم نیز مردتر، مادر به زور روسری سرم کرد

و دیگر به جای آن که با پدر به آرایشگاه مردانه بروم با مادر به خرید لباس های دخترانه می رفتم.

اما همچنان در خانه مثل پسرها رفتار می کردم از تعمیر وسایل برقی تا باز کردن چاهک ظرفشویی.

اوایل پدر از رفتارهایم ذوق می کرد و می گفت: “مریم را مثل یک مرد بزرگ کرده ام.”

مدرسه برایم جهنم است و همیشه منتظرم کی سوت پایان کشیده می شود.

روایت باقی مریم از زندگی اش مثل تمام روایت های دیگر است اما بدون خلاف.

او می خواهد با چهره تازه با دوستان سابق اش باشد و در نیمه پنهان زندگی اش آن طور که دوست دارد رفتار کند.

ولی پدر در آستانه شانزده سالگی تازه یادش افتاده دلش می خواهد دخترش مثل دخترها رفتار کند.

*————————————————————————-*

● تربیت اجتماعی بیشترین تاثیر را بر فرد می گذارد

محمد پیروی خامنه ، روانشناس درباره این نوع رفتارها می گوید:

این رفتارها به استعدادهای تربیتی هر فرد بستگی دارد،

گاهی محیط شرایط را طوری فراهم می کند که گرایش به این سمت زیادتر شود.

اما نقش تربیت اجتماعی و تاثیری که جامعه بر فرد می گذارد از همه پررنگ تر است.

خامنه اعتقاد دارد الگوها و امتیازاتی که جامعه به فرد می دهد بسیار بر رفتارهای فردی تاثیر گذار است

و در جامعه ما پسران از نظر ظاهری آزادی بیشتری دارند.

*————————————————————————-*

وی ادامه می دهد:

دخترانی که اعتماد به نفس کمتری دارند و دوست دارند به هر ترتیبی خودی در جامعه نشان دهند

برای برخورداری از این امتیازات در رفتار ، پوشش و کلام به پسرانه رفتار کردن گرایش پیدا می کنند..

*————————————————————————-*

این روانشناس خاطر نشان می کند:

به طور مثال فلان فوتبالیست می شود الگوی شخصیتی و این دختر بی اختیار از رفتارهای وی تقلید می کند

و سیگار و قلیان کشیدن را نشان از شخصیتی متفاوت می داند.

خامنه نیز در مورد آینده این دختران می گوید:

جامعه رفتارهای پسرانه در دختران را نمی پذیرد و عرف آن ها را طرد و گاهی قانون با آن ها برخورد می کند.

*————————————————————————-*

او ادامه می دهد:

وقتی جنسیت در این افراد کم رنگ می شود، وظایفی که مختص دختران است ،

مثل مادر بودن و همسر بودن به دست فراموشی سپرده می شود.

حتی مشاهده شده دخترانی که با پوشش مردانه در خوابگاه پسرانه زندگی می کردند ،

پس از مشخص شدن، قانون با آن ها برخورد کرده است.

*————————————————————————-*

● آزادی عمل عامل اصلی گرایش دختران به پسر بودن

انگار گریه هم آتشی را که پدر به دلش انداخته خاموش نمی کند.

ساعت از نیمه شب هم گذشته اما از همراهی برادر خبری نیست

و او بی دلیل از مهمانی عصرانه دوستانش محروم شده است.

گاهی حق را به نگرانی پدر می دهد،

زمانی که برای رفتن به کتابخانه انتهای پارک مجبور است قدم هایش را تند تر کند

تا زودتر از جمع خندان پسران هرزه گو، رد شود و حسرت بخورد که

هیچ دختری راه رفتن در خیابان را برای پسران سخت و زجر آور نمی کند

و رنگ های سرخ و سبز لباس هایشان هیچ پالسی به سوی سایر عابران نمی فرستند.

زنگ های شبانه برادر چهره هیچ کس را نگران نمی کند ،حتی سفرهای چند روزه اش…(!)

دردل آرزو می کند کاش او هم پسر بود.

دکتر انور صمدی زاده جامعه شناس و استاد دانشگاه هم جلب آزادی عمل بیشتر را دلیل این گرایش عنوان می کند و می گوید:

در تمام دنیا گرایش های «دگر جنس خواهانه» وجود دارد

و همیشه پسرانی بوده اند که به رفتارهای زنان میل بیشتری داشته

و یا دخترانی که با پوشش و رفتار مردان، سعی در پسر جلوه دادن خود می کنند،

هر چند جامعه در پذیرش دختران در نقش مردان راحت تر عمل می کنند تا مردانی که گرایش به زنانگی دارند.

*————————————————————————-*

● در جامعه مرد سالار تظاهر به مردانگی بیشتر است

وی ادامه می دهد:

دختران کم سن و سال به خاطر آزادی عمل بیشتر سعی می کنند

باظاهری پسرانه کمتر توجه جامعه را به گشت های خود جلب کنند

و به طور مثال به راحتی بتوانند موتور سوار شوند، یا در پارک ها ورزش و تفریح کنند.

این دختران در خانواده هایی که نظارت و کنترل کافی وجود ندارد

در ساعاتی که بیرون از خانه هستند، تغییر شکل می دهند و آزادی هایی را که دوست دارند، به دست می آورند.

*————————————————————————-*

صمدی زاده تاکید می کند:

در جامعه مرد سالار که کمتر رفتارهای مردانه زیر سوال برود و زن ها بیشتر تحت کنترل مستقیم باشند، تظاهر به مردانگی بیشتر می شود.

*————————————————————————-*

استاد دانشگاه علامه طباطبایی ادامه می دهد:

منع قلیان بیشتر به دلیل شیوع قلیان در زنان بود، بنابراین این منع و محدودیتی که ایجاد می کند،

انگیزه ای می شود تا زنان برای آزادی عمل بیشتر و مزاحمت کمتر، پوشش، ظاهری مردانه داشته باشند.

تصویر کودکی ها را با موی کوتاه و ژست های خشن قاب کرد

و حالا دلش آغوش کشیدن عروسک همیشه خندان را می خواهد.

آهنگ جدید و بسیار زیبای شهاب بخارایی به نام نور حسین

 

نور حسین

آهنگ جدید و فوق العاده زیبای آرا هاشمی و مهران محمدی که به مناسبت ماه محرم خونده شده به اسم شب آخر

 

Download 128 Mp3

مداحی شب پنجم محرم با صدای حاج سیب سرخی

 

دانلود مداحی شب پنجم محرم

“داستان زيباى فداكارى يك مادر(واقعى)”

My mom only had one eye.  I hated her… she was such an embarrassment.

مادر من فقط یك چشم داشت. من از اون متنفر بودم … اون همیشه مایه خجالت من بود.

 

She cooked for students & teachers to support the family.

اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت.

 

There was this one day during elementary school where my mom came to say hello to me.

یك روز اومده بود  دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره.

 

I was so embarrassed. How could she do this to me?

خیلی خجالت كشیدم. آخه اون چطور تونست این كار رو با من بكنه؟

 

I ignored her, threw her a hateful look and ran out.

به روی خودم نیاوردم، فقط با تنفر بهش یه نگاه كردم و فورا از اون جا دور شدم.

 

The next day at school one of my classmates said, “EEEE, your mom only has one eye!”

روز بعد یكی از همكلاسی ها منو مسخره كرد و گفت  هووو .. مامان تو فقط یك چشم داره.

 

I wanted to bury myself. I also wanted my mom to just disappear.

فقط دلم می خواست یك جوری خودم رو گم و گور كنم. كاش زمین دهن وا می كرد و منو .. كاش مادرم  یه جوری گم و گور می شد…

 

So I confronted her that day and said, ” If you’re only gonna make me a laughing stock, why don’t you just die?!!!”

روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال كنی چرا نمی میری؟

 

My mom did not respond

اون هیچ جوابی نداد…

 

I didn’t even stop to think for a second about what I had said, because I was full of anger.

حتی یك لحظه هم راجع به حرفی كه زدم فكر نكردم، چون خیلی عصبانی بودم.

 

I was oblivious to her feelings.

احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت.

 

I wanted out of that house, and have nothing to do with her.

دلم می خواست از اون خونه برم و دیگه هیچ كاری با اون نداشته باشم.

 

So I studied real hard, got a chance to go to Singapore to study.

سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم.

 

Then, I got married. I bought a house of my own. I had kids of my own.

اون جا ازدواج كردم، واسه خودم خونه خریدم، زن و بچه و زندگی…

 

I was happy with my life, my kids and the comforts.

از زندگی، بچه ها و آسایشی كه داشتم خوشحال بودم.

                                                                                                                                                     

Then one day, my mother came to visit me.

تا اینكه یه روز مادرم اومد به دیدن من.

 

She hadn’t seen me in years and she didn’t even meet her grandchildren.

اون سال ها منو ندیده بود و همین طور نوه هاشو.

 

When she stood by the door, my children laughed at her, and I yelled at her for coming over uninvited.

وقتی ایستاده بود دم در  بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد كشیدم كه چرا خودش رو دعوت كرده كه بیاد اینجا، اونم  بی خبر.

 

I screamed at her, “How dare you come to my house and scare my children!” GET OUT OF HERE! NOW!!!”

سرش داد زدم:” چطور جرات كردی بیای به خونه من و بجه ها رو بترسونی؟! گم شو از اینجا! همین حالا!!!”

 

And to this, my mother quietly answered, “Oh, I’m so sorry. I may have gotten the wrong address,” and she disappeared out of sight.

اون به آرامی جواب داد:” اوه خیلی معذرت می خوام مثل اینكه آدرس رو عوضی اومدم” و بعد فورا رفت و از نظر ناپدید شد.

 

One day, a letter regarding a school reunion came to my house in Singapore .

یك روز یك دعوت نامه اومد در خونه من در سنگاپور برای شركت در جشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه.

 

So I lied to my wife that I was going on a business trip.

ولی من به همسرم به دروغ گفتم كه به یك سفر كاری میرم.

 

After the reunion, I went to the old shack just out of curiosity.

بعد از مراسم، رفتم به اون كلبه قدیمی خودمون؛ البته فقط از روی كنجكاوی.

 

My neighbors said that she is died.

همسایه ها گفتن كه اون مرده.

 

I did not shed a single tear.

 

ولی من حتی یك قطره اشك هم نریختم.

 

They handed me a letter that she had wanted me to have.

اونا یك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود كه به من بدن.

 

My dearest son, I think of you all the time. I’m sorry that I came to Singapore and scared your children.

ای عزیزترین پسر من، من همیشه به فكر تو بوده ام، منو ببخش كه به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه هاتو ترسوندم.

 

I was so glad when I heard you were coming for the reunion.

خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میآی اینجا.

 

But I may not be able to even get out of bed to see you.

ولی من ممكنه كه نتونم از جام بلند شم كه بیام تورو ببینم.

 

I’m sorry that I was a constant embarrassment to you when you were growing up.

وقتی داشتی بزرگ می شدی از اینكه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم.

 

You see……..when you were very little, you got into an accident, and lost your eye.

آخه می دونی … وقتی تو خیلی كوچیك بودی تو یه تصادف یك چشمت رو از دست دادی.

 

As a mother, I couldn’t stand watching you having to grow up with one eye.

به عنوان یك مادر نمی تونستم تحمل كنم و ببینم كه تو داری بزرگ می شی با یك چشم

 

So I gave you mine.

بنابراین چشم خودم رو دادم به تو.

 

I was so proud of my son who was seeing a whole new world for me, in my place, with that eye.

برای من افتخار بود كه پسرم می تونست با اون چشم  به جای من دنیای جدید رو بطور كامل ببینه.

 

With my love to you,

با همه عشق و علاقه من به تو!!!

‌استفاده طولانی مدت از مواد آرايشی مضر است

در مطالعه گروهی از افراد مشخص شد که به سبب مصرف طولانی مدت کرم پودرها و دیگر مواد آرایشی دور چشم مبتلا به…

متخصص پوست و مو،‌ استفاده طولانی مدت از مواد آرایشی را مضر دانست.

خانم دکتر مولازاده افزود: مصرف این مواد در طولانی مدت باعث بسته شدن منافذ پوستی می‌شود و از جذب اکسیژن در پوست جلوگیری می‌کند.

وی افزود:‌ در دراز مدت این افراد صورتهایی با چین و چروک بالا خواهند داشت.

این متخصص پوست و مو با اشاره به تحقیقی درباره این افراد گفت‌: در مطالعه گروهی از این تعداد مشخص شد که به سبب مصرف طولانی مدت کرم پودرها و دیگر مواد آرایشی دور چشم مبتلا به جوشهای سر سفید، ‌سر سیاه و یا چرکی شده‌اند.

وی حساسیت‌های پوستی را از عوارض شایع مصرف این مواد دانست و افزود: گروهی دیگر از افراد تحت مطالعه نیز حساسیت‌های بالایی به مصرف این مواد نشان دادند.

این متخصص پوست و مو توصیه کرد برای طراوت و شادابی پوست از ترکیباتی که جنبه دارویی دارد استفاده شود.

 

اس ام اس ويژه محرم

اس ام اس ويژه محرم

 

قیامت بی حسین غوغا ندارد”شفاعت بی حسین معنا ندارد”حسینی باش كه در محشر نگویند”چرا پرونده ات امضاء ندارد

 

آبروی حسین به كهكشان می ارزد ، یك موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد

 

ماه خون ماه اشك ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میكنم

 

ای وجودت عشق را معنای حسین عالمی یك قطره تو دریا حسین فرا رسیدن ماه محرم را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت می گم

 

پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهی كشیدوگفت:كه ماه محرم است.گفتم: كه چیست محرم؟باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است

 

السلام علیكم یااباصالح المهدى (عج)السلام علیك یاامین الله فى ارض وحجته على عباده(یاصاحب الزمان آجرک الله)ماه محرم بر شما وعاشقان حسین تسلیت عرض مینمایم)

 

اردوی محرم به دلم خیمه به پا كرد

دل را حرم و بارگه خون خدا كرد

 

محرم آمد و ماه عزا شد

مه جانبازی خون خدا شد

جوانمردان عالم را بگویید

دوباره شور عاشوار به پا شد

 

حسین میا به کوفه ، کوفه وفا ندارد …

 

ای به دل بسته ، قدری آهسته

کن مدارا با ، زینب خسته …

یا حسین مظلوم …

 

یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن

تموم حاجتا رو همه از می گیرن

بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه

شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه

شبای جمعه زهرا زائر این زمینه

سینه زن حسینه ، یل ام البنینه …

 

دوست دارم هر چی دارم بدم به راه تو حسین

تا که سینه خیز بیام میون بین الحرمین

 

السلام ای وادی کرببلا

السلام ای سرزمین پر بلا

السلام ای جلوه گاه ذوالمنن

السلام ای کشته های بی کفن

 

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم

از تو و طفلان تو یاری کنیم

کاش ما هم کربلایی می شدیم

در رکاب تو فدایی می شدیم

السلام علیک یا ابا عبدالله …

 

كربلا لبریز عطر یاس شد. . . .نوبت جانبازی عباس شد

 

دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود

دلها همه آماده ی پرواز شود

با بوی محرم الحرام تو حسین

ایام عزا و غصه آغاز شود

 

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز

دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند

ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین

بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند

 

دل را اگر از حسین بگیرم چه كنم

بی عشق حسین اگر بمیرم چه كنم

فردا كه كسی را به كسی كاری نیست

دامان حسین اگر نگیرم چه كنم

 

گویند كه در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست . . . علم فاطمه دست قلم عباس است.

 

پرسیدم از هلال چرا قامتت خم است ؟

آهی کشید و گفت ماه محرم است…

 

باز محرم رسید، ماه عزای حسین

سینه‌ی ما می‌شود، كرب و بلای حسین

كاش كه تركم شود غفلت و جرم و گناه

تا كه بگیرم صفا، من ز صفای حسین

 

فرشته‌ها از امشب صبوی غم می‌نوشن

دوباره اهل جنت پیرهن سیاه می‌پوشن

 

با آب طلا نام حسین قاب کنید

با نام حسین یادی از آب کنید

خواهید مه سربلند و جاوید شوید

تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

 

باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست

باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست

آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست

قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست

محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است

 

هر دم به گوش می رسد آوای زنگ قافله ، این قافله تا كربلا دیگر ندارد فاصله . حلول ماه محرم ، ماه پژمرده شدن گلستان فاطمه تسلیت باد . التماس دعا

 

نام من سرباز کوی عترت است ، دوره آموزشی ام هیئت است . پــادگــانم چــادری شــد وصــله دار ، سر درش عکس علی با ذوالفقار . ارتش حیــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازی پی هر فرصتم . نقش سردوشی من یا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است ، زینب آن را دوخته پس مشکی است . اسـم رمز حمله ام یاس علــی ، افسر مافوقم عباس علی (ع)

 

عالم همه محو گل رخسار حسین است ، ذرات جهان درعجب از كار حسین است . دانی كه چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ، یعنی كه خدای تو عزادار حسین است

 

عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم كه شفاعت كند از قاتل خویش ، از بس كه كَرَم دارد و آقاست حسین

یک کلیپ تکان دهنده

یک کلیپ تکان دهنده

WMV

 

3GP

نوشته‌های قدیمی‌تر »

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.